دو ماهی

دوستت دارمُ

با تو لج بازی نمی کنم!

سرِ ماهی ها با تو قهر نخواهم کرد:

ماهی قرمز مالِ تو،

ماهیِ آبی مالِ من...

 

هر دو ماهی مالِ تو باشدُ

تو مالِ من!

 

دریا وُ

کشتیُ

سرنشینان مال تو باشندُ

تو مالِ من!

ضرر نخواهم کرد!

تمامِ دارُ ندارم زیر پای تو! 


- نزار قبانی

زن و نوشتن

تنها زن و نوشتن

ما را از مرگ می رهاند.

 
ـ نزار قبانی

self-confidence

اگر دیگه هیچ کس برای اعتماد کردن وجود نداره، به خودم که میتونم اعتماد کنم.

désolé

من یه اشتباه رو دوباره انجام دادم. قولی نمیدم که باز تکرارش نکنم الان پشیمونم و قول نمیدم که باز پیشمون نشم. 


 


 ناخن کاشتم 

کودکانه

۱۶ دسامبر ۲۰۱۱

یه روز معمولی همراه با احساس حماقت از دنیای کودکانه 

وقتی از کودک بودن خسته شدم، بزرگ شدم.

فینز

فکر کنید به هرجا که تو این شهر میشه سر زدم واسه خرید یه جفت فینز. یا ندارن، یا چینیه، یا از شماره ۴۵ به بالاست و یا بچگونه است.  

اینو نوشتم تا به یونیورس آخرین مهلت رو داده باشم، من فینز میخوام.



confused

یک ماهی هست که ۴ تا کلاف کاموا خریدم. چنتا طرح براشون داشتم. اما هر بار اومدم طرحارو اجرا کنم ، فقط نگاشون کردم چند بار هم سر انداختم ولی هر بار شکافتم ... 

آخرش چهار تاشو دادم به خواهرم و اونم با سرعت نور  

 داره واسه خودش شال و کلاه و جوراب  میبافه 

قندیل

*پسرک عاشق خوردن غذا به خصوص ماکارانی و نودل با چاپ استیکه. چنتا چاپ استیک عتیقه دارم که دستشون انداختم. به شکل کاملا من درآوردی ازشون استفاده میکنه. 

 

*هوا سرده.رادیاتور روی آخرین درجه است ولی هنوز دارم میلرزم. 


*تنهایی، یعنی قندیل.

ناامید

از این مردم، از این روزگار دل بریدم 

چیزی از اعتمادم بهشون باقی نمونده. در کنارشون موندم چون از من ناامید نشدن.

omg

پسرک اعتقاد داره که واسه خدا این همه اسم نیاز نیست، با کدومش بهش سلام بدم؟ 

سلام خدا؟ سلام پروردگار؟ سلام الله؟ ...؟

now

نه فردایی هست و نه دیروز پیداست 

اگه در حال حاضر اینجا نیستی، 

 برو پیش همون خیالها و رویاهای ناممکن

دلم نمیخواد بیدار بشم.

Grey's Anatomy Quotes

Meredith They say death is hardest on the living
 It's tough to actually say goodbye. Sometimes it's impossible
 You never really stop feeling the loss
 It's what makes things so bittersweet

Before I Die

 Before I die I want to see someone who is my love

افسانه ی من و تو

داشتم فکر می کردم نکند بزرگ شده ایم ؟
 نکند زمانش رسیده است ، که فصل آخر افسانه ی مان را بنویسیم ؟
 داستان من و تو ، افسانه ی قشنگی است.
 یک افسانه قشنگ ، پایان قشنگی دارد ؛ یا ندارد ؟ یادم نیست.
 زمان ، حافظه اش خوب است ؛ مطمئنم می داند .
 برایش صبر می کنم ، تا افسانه ی قشنگمان را به پایان برساند .
 می دانی ،
 من می دانم - هر چه که پیش آید -
 هر کسی هر روز هر جایی داستان من و تو را بخواند ،
 به خودش خواهد گفت :‌
 داستان من و تو  ،  افسانه ی قشنگی است  ... 

freedom

به هیچ سازمان ، مذهب ، شهر و کشور ، و هیچ شخصی، تعهدی ندارم. 

تا روزی که زنده هستم، آزادم.

سیب و دارچین

من نمیدونم این چاییه یا دم نوش ولی خیلی خوشمزه است امتحانش کنید: 

آب سیب تازه با کمی دارچین رو روی گاز یا داخل ماکروفر داغ کنید. بی نهایت عالی میشه. برای اینکه آب سیب خیلی شیرینه، میشه یه یک سومش رو آب اضافه کرد.

Praha

دیشب خواب دیدم، هومن خلعتبری عاشقم شده  تازه بیرون خونه منتظرم بود تا بریم میدون بزرگ پراگ، اجراشو ببینم. 


از دست این خوابا، دلم نمیخواد دیگه بخوابم.


Melancholy

از خواب بیدار میشم , پا میزارم تو هال میبینم تمام خونه رو آب برداشته! بعد یادم میوفته که ای واای شیر آب رو نبستم!!! 


امروز صبح از خواب بیدار شدم، پا گذاشتم تو هال میبینم تمام خونه رو آب برداشته! به دور و بر نگاه میکنم میبینم فشار پکیج بالا رفته و از شلنگش تا تونسته آب اومده!!!  


خیلی وقتا خواب میبینم از یه دره میوفتم پایین، یا زلزله اومده و تمام آوار ریخته رو سرمون، یا آمریکا و اسرائیل حمله کردن...

everything removed

دوباره زدم همه چیز رو داغون کردم، همه چیز رو ! نپرس چیو

The magic

تو ۲۰ روز گذشته تمرینای کتاب جادو رو انجام میدادم.همه چیز خوب و عالی پیش میرفت تا اینکه به تمرین روز ۱۹ رسیدم. دقیقا بعد چند دقیقه تمرین جا پاهای جادویی، حس کردم، همه چیز تموم شد. دیگه به اندازه ی یه ارزن برام این داستان جادو ارزشی نداشت. یه صدای دهشتناک تو مغزم میگفت: 

 که چی؟  


چپ

پسرک وقتی یک ساله بود ، نیمی از کاراش رو با دست چپ و نصفی دیگه رو با دست راست انجام میداد. واقعا نمیفهمیدم چپ دسته یا راست دست؟ الان با چپ مینویسه و با راست غذا میخوره !!! با خودم میگفتم این بچه به کی برده؟  

مربی شنا میگه تو  چپ دستی! خوب که دقت میکنم، میبینم که تو خیلی کارا، با چپ راحتترم. چطور تا الان متوجه این موضوع نشدم؟؟؟ یا شایدم تازگی این اتفاق برام افتاده؟؟؟

خلوت

نه مهمونی میرم، نه دوست دارم کسی خونم بیاد. واقعا چرا بعضی ها نمیفهمن که خونه یعنی جایی که میخوام تنها باشم؟ بعد سرک میکشن تو این خلوتی که تنها دارایی منه. 

روح

 من چی هستم؟ 

یه عالمه سلول از انواع عصبی، ماهیچه ای، حساس به نور، استخوانی... که اگه اینا رو تحت فشار قرار بدی ، دیگه چیزی از من باقی نمیمونه. روح منی چنده؟

قانون جنگل

وقت زیادی ندارم که قربانی بازی های آدمیان و قوانین من در آوردیشون بشم.  

هیچ وقت دیر نیست که واسه خودت زندگی کنی. این تنها چیزیه که یه انسان برای خودش داره چون نه خودش تصمیم گرفت که به دنیا بیاد و نه از دنیا بره. این وسط رو هم اگه بخواد بازنده باشه ، خیلی ستمه.

Et mon amour

Je t´aime encore
Je t´aime toujours
Je t´aime plus fort
Jour après jour
Je t´aime encore
Et mon amour 

من مادر هستم

تنها یه راه وجود داره که من به سینما برم، اینکه بگن یه فیلم مجوز نگرفته یا اینکه انصار و اینا شاکی شدن!

فیلم رو ببینید، به یه بار دیدن میارزه

آلزایمر

آخرین باری که یک سانت نوک موهامو کوتاه کردم، اواخر اسفند ۸۹ بود. تمام تعطیلات عید افسرده بودم. بعد امروز رفتم آرایشگاه نزدیک خونه که موهامو گوگوشی بزنم. خدا رحم کرد که به کلی امروز تعطیل بود.  


خودزنی

موهامو میخوام کوتاه کنم.

شاید هایکو...

برگی افتاد

شاخه های خرمالو   

موزاییکها را به پاییز میدوزد