خدا

تازه فهمیدم خالق ربطی به خدا نداره 

اصن خالق خدا نیست 

همه اینا که میگم، شایده نه باید!

ایستگاه

بودن یا نبودن، مساله این است 

و الان من، تو و همه در اتوبوس تایم لاین در حرکتیم، و در هر ایستگاه یه نفر یا بیشتر پیاده میشه. 

مقصد هم فنا و نیستی است

Exhibition

تموم ایده ها رو خودش داد 

اینکه نمایشگاه بزنم 

و الان قصد دارم اینکارو بکنم 

خودش گفت به من چه!

آزادی مبارک

این فصل زندگی تموم شد

من آزادم و رها... 

دیگه چیزی نیست که افسارگسیخته ام کنه یا اختیارم رو بگیره 

من آزاد و شجاع و تنها 

نه خودم نه خدا نه هیچ کس وجود نداره... 

خوشحالم... خوشحالم...خوشحالم...

delicia delicia

این همه اتفاقات بد رو خیلی راحتتر میتونستم پشت سر بزارم وقتی که همه اش نتیجه ی رفتارهای ثانویه است.  

دوست داشتن ها، حسادت، وابستگی، نفرت و و و همه اش کلاه گشادی است که خالق سر ما گذاشت. یعنی برای داشتن هورمونها باید در آتش این دنیا سوخت نه دنیای دیگری که وجود ندارد. 

آهای دروغگوی بزرگ، دست از سر بشر بردار، بگذار زندگی کند...

House garden

یکی از اینا رو دارم طراحی میکنم. با آبیاری قطره ای...  

ط

خلوت

شاید آشفتگی هامو با تمام تلاش نتونستم پنهان کنم و این از نظر او روزنه ی امیده! 

جوانک در تموم خیابون گردی ها پشت سرم و گاه شانه به شانه همراهی ام میکند! در کنارم روی نیمکت مینشیند!تا طبقه ی هشتم ساختمان اداری دنبالم میکند! به چنتا مغازه سر میزنم ، از دور همه چیز رو میپاید 

در نهایت در یه لحظه برای همیشه از جلوی چشمش دور میشوم 

گویی نیمکت تنهایی هم، خالی نیست؟


special creatures

Stephen Hawking:

I think that the rules and laws of the logic of a system is not fully functional
The world will always require an external factor that has driven it to continue
Complicated by the different products we're building an open
We are special creatures
Because we understand the world and to admire it

خوراک

هر روز صبح حول و حوش ساعت ۱۰ این فکر، ذهنم رو میخوره که:

ناهار چی درست کنم؟ 


Spell

دیشب خواب دیدم یه دختربچه دنبالم میکنه و میخواد سرم رو با یه تیکه آهن ببره. 

.

صبح یه شونه تخم مرغ از دستم افتاد ،فقط دو تا رو تونستم نجات بدم. 

.   

.

I never trust my eyes anymore

Art

زندگی زیبا نیست 

وقتی تو خدا باشی 

لطفا بمیر...

I am not in the mood for love

you 've lost every opportunities  

to make memories 

I have dead in my room

شراب تلخ

۹ اپریل ۱۹۵۱

دیدار به قیامت ، ما رفتیم و دل شما را شکستیم همین. 

- هدایت

گمشده

این یک اولتیماتوم است !

اگر هستی، پیدام کن...

omg

don't search  

there is

 g o d  

we are alone

انسان

بعد از رشد لگاریتمی باکتری ها و تجمع مواد زاید و سمی حاصل از متابولیسم  

طبیعتا باید به مرحله ی سکون و مرگ رسید 

ولی این در مورد ترافیک انسانی صادق نیست 

افسانه

ﭼﻪ آرزوي دل اﻧﮕﻴﺰيﺳﺖ!

ﻧﻮﺷﺘﻦ اﻓﺴﺎﻧﻪاي ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ

ﺑﺮ ﭘﻮﺳﺖ ﺗﻨﺖ

و ﺧﻮاﻧﺪن آنﻧﺎﻣﻪﻫﺎيﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ

ﺑﺮاي ﺗﻮ.

ﭼﻪ آرزوي ﺷﻮراﻧﮕﻴﺰيﺳﺖ!

ﺗﻤﻠّﻚ ﻗﻴﻤﺘﻲﺗﺮﻳﻦ ﻛﺘﺎبﺧﻄﻲﺟﻬﺎن

ورق زدﻧﺶ،

دﺳﺖ ﺑﻪ آنﻛﺸﻴﺪن،

و ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻮازشﺳﺎده

ﻛﻪ زﻳﺮ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻲ...

ﭼﻪ اﻓﺴﺎﻧﺔ ﻗﺸﻨﮕﻲ

ﺑﻪ ﺗﻨﺖ ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﻢ

ﻳﮕﺎﻧﺔ ﻣﻦ! 

ﭼﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻪ ﺗﻨﺖ اﻓﺴﺎﻧﻪ ﻣﻲﺧﻮاﻧﻢ! 


ع.معروفی

فرار

از آدم کنجکاو فراریم 

چون مجبورم برای رعایت احترام بهش دروغ بگم. 

چرا سوال میکنی؟ 

هر چی لازم باشه رو خودم میگم

vista

از دور همه چیز زیبا 

دست نیافتنی  

رویایی 

شیرینه 

از نزدیک ولی...

no comment

 یه نفر منو صدا میزنه 

قرار نیست ارتباط آدما با کلام، نگاه یا ایمیل و کامنت و اس ام اس باشه،  

قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته. یه عبور ساده از ذهن، همین کافیه ...