دیشب خواب دیدم یه دختربچه دنبالم میکنه و میخواد سرم رو با یه تیکه آهن ببره. 

.

صبح یه شونه تخم مرغ از دستم افتاد ،فقط دو تا رو تونستم نجات بدم. 

.   

.

I never trust my eyes anymore