به نامه ات جواب ندادم، به مردی که همیشه به خاطر بیرون آمدن از شکم یک زن درد کشیده  و برای "مرد زاده شدن" بر ناامیدی هایش می گرید چه میتوان گفت؟ 

تو آن نامه را خطاب به مرگی که  همیشه چشم انتظارش بودی نوشتی تا خشمت را از بیرون آمدن از یک شکم باد کرده و وصل بودن به بند نافی که در خون غوطه میخورد کم رنگ کنی. 


-رمان یک مرد 

وریانا فالاچی 

-ترجمه: گلرویی